متاسفانه با تحمیل عقاید میان تهی اعراب به فرهنگ ما امروزه تنها گوشه کناری از فرهنگ ما مصون از این تحمیلات مانده و اکثر آن یا دچار تحول شده یا از میان رفته یکی از این موارد که به طور کلی دچار تغییر شده جایگاه زنان در عرصه اجتماع و تاثیر گذاری آنان در اجتماع می باشد.حال کافی است مطالب زیر را بخوانید تا به این تفاوت پی برید.

زن در پادشاهی
پوراندخت نخستین پادشاه زن در ایران و دختر خسرو پرویز که بعد از قتل شهربراز به سلطنت نشانده شد. وی با دو مدعی پر قدرت برای سلطنت یکی فیروز خسرو در خراسان و دیگری هرمز پنجم در نصیبین روبرو بود. سلطنت پوراندخت نتوانست دوام بیاورد و او در کودتای مهر ماه سال ده هجری خلع و سپس از میان برداشته شد.
دختر دیگر خسرو پرویز یعنی آزرمی دخت نیز در یک کودتا به سلطنت رسید. وی توسط رستم فرخ زاد که سپهسالار پارس بود و به دنبال قتل پدرش به پایتخت لشکر کشید خلع و کور شد و هوادارانش از دم تیغ گذرانیده شدند.
زن در وزیری
آرتادخت از زنانی است که وزیر دارایی اردوان چهارم اشکانی می شود و بی آنکه فشاری بر مردم بیاورد و باج و خراج را افزون نماید٬ کشور را به توانگری می رساند. چنانچه برآمده است٬ از کارهای بزرگ او در گردآوری دارایی کشور٬ یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژه درباریان و دیگری گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است.
زن در سرداری و فرماندهی
زنان در هنر تیراندازی٬ اسب سورای٬ جنگاوری٬ نبرد و .... فراوان آموزش می دیدند٬ به گونه ای که گاه کارکشتگی و بی باکیشان بدانجا می رسید که پوشاک فرماندهی و سرداری بر تن می کردند و به سپهسالاری و رهبری برگزیده می شدند. زنانی که در این راه بسیار درخشیده و شکوهمندانه نامی از خود بر جای نهاده اند٬ کم نیستند. اینان نه تنها به شکار و تیراندازی می رفتند و گوی پیش بودن را از بسیاری از مردان می ربودند، که همراه مردان در میدانهای جنگ٬ شاهکارهایی می آفریدند که مایه شگفتی و انگشت به دندان گرفتن مردان می شد. از این رو با شایستگی نشان دادن٬ خود به فرماندهی می رسیدند و همچون سرداران بی پروا٬ در رده جلوی سپاه٬ پرچم به دست می گرفتند و جنگها را رهبری می کردند.
آرتمیس یا آرتمیز در چم راست گفتار بزرگ٬ فرمانده بزرگ نیروی دریایی خشایارشا در جنگ یونانیان بود که با خردمندی و کارآمدی بی همتایی٬ کشتیهای جنگی دیو پیکر را رهبری کرد و با فرماندهی درست بایسته خویش٬ سپاه یونان را در هم شکست. این زن فرمانده از رایزنان جنگی خشایارشا نیز بود.
از سرداران سرشناس و بی پروا و کارآمد و برازنده دیگر٬ گردیه خواهر بهرام چوبین است که در دلاوری و جنگاوری بلند آوازه می باشد. او پس از برادرش٬ فرماندهی را به دست می گیرد و در میدانهای نبرد٬ آنچنان بی باکی و شایستگی از خود نشان می دهد که همگان را به ستایش وامی دارد. او در رده سپهسالاری سپاه برادر در جنگ تن به تن با تور فرمانده نیروی خاغان چین٬ او را شکست می دهد و سپاهش را تار و مار می کند.
فردوسی در این باره چنین می سراید:
همـه لشـــگر چیـن بـر هـم شــکسـت
بسی کشت و افکند و چندی به خست
ســراســر همـه دشـت شـد رود خـون
یکــی بـی سـر و دیـگری سـرنـگـون
چــو پـیـروز شـد سـوی ایـران کشــید
بـر شــــــهریـــار دلـــیــــران کشــــید
بــه روز چـهـــارم بــه آمــــوی شــــد
نــدیــدی زنـی کـــو جـهـانـجـوی شــد
استاد سخن از زبان سربازان گردیه که با شگفتی از دلاوریهایش٬ او را ستودند٬ می سراید:
نـه جـنـبـانـدت کـوه آهـن ز جـای
یلان را به مردی تویی رهمنـای
ز مـرد خـردمـنـــــد بـیـــــــدارتـر
ز دســتــــور دانـنـده هـشـیـارتـر
هـمه کهتـرانـیـم و فرمان تراست
بـدین آرزو رای و پیمـان تراست
گردآفرید زن جنگاور برجسته دیگری است که با سهراب پسر رستم٬ دست و پنجه نرم می کند و سپاهیان را به شگفتی وامیدارد. فردوسی از زبان سهراب، هم آورد گرد آفرید چنین می سراید:
بـدانسـت سـهراب کـه دختـر است
ســر مـوی او ار در افســر اســت
شگفت آمدش گفت از ایران سپـاه
چـنـیـن دخـتـــر آیــد بــه آوردگــاه
ســــواران جـنــگی بـه روز نـبـرد
هـمـانـا بـه ایـــــــران درآرنـد گـرد
زنـانـشـان چـنـیـنـنـد ز ایـرانیــــان
چگـونه انـد گـردان و جنگ آوران
بانو گشنسب دختر رستم و همسر گیو نیز از زنان بیباک و رزمجویی بود که در شاهنامه فردوسی فراوان از او یاد شده است. چنین آمده است که او به اندازه ای زورمند و دلیر بود که کمتر مردی توانایی رویارویی با او را داشته است.
زربانو دختر دیگر رستم می باشد که از سواران تیرانداز و جنگجو به شمار می آمده و با رزم دلاورانه خود زال٬ آذربرزین و تخواره را از زندان آزاد کرده است.
نام سرداران و جنگاوران زنی که از زمان مادها٬ هخامنشیان٬ اشکانیان و ساسانیان به جا مانده اند ولی شوربختانه از کارهایشان هنوز آگاهی چندانی در دست نیست٬ چنین اند:
- آپاما دختر سپیتمن که خود از سرداران زمان هخامنشیان بود. چم این واژه گیرا٬ خوش آب و رنگ و زیبا می باشد.
- آذرنوش در چم پرفروغ آتشین، هم از شاهدختهای هخامنشی و هم سردار سپاه.
- آرتونیس در چم راست و درست٬ دخترارته باز که او خود نیز سردار بزرگ داریوش بزرگ بود.
- آریاتس در چم آریایی پاک و درست، از سرداران هخامنشی.
- آسپاسیا در چم گرد٬ یل٬ دلیر و نیرومند٬ همسر کورش دوم که از سرداران او نیز بود.
- آمسترس در چم هم اندیش و پشتیبان و یار٬ دختر داریوش دوم که پا به پای پدر در نبردها می جنگید.
- ابردخت در چم دختر نیرومند و توانا و برتر٬ از سرداران ساسانی.
- استاتیرا در چم آفریده ایزد تیر و اختران٬ دختر داریوش سوم هخامنشی.
- ُبرزآفرید در چم آفریده شکوه و والایی٬ از سرداران ساسانی.
- برزین دخت در چم دختر آتشین و پرفروغ٬ از سرداران ساسانی.
- پریساتیس در چم فرشته و زیبا٬ همسر داریوش دوم که پا به پای همسر و دختر به جنگها می رفت و پیکار می کرد.
- داناک در چم باهوش و خردمند و فرزانه٬ از سرداران هخامنشی.
- سی سی کام در چم کامروا و پیروز٬ مادر داریوش سوم که هیچگاه در برابر اسکندر به زانو درنیامد و همچنان جنگ را دنبال نمود.
- سورا در چم گلگون رخ٬ دختر اردوان پنجم اشکانی.
- گلبویه از سرداران و جنگجویان ساسانی.
- ماه آذر از سرداران ساسانی.
- مهر مس در چم مهر بزرگ٬ خورشید درخشان٬ از سرداران هخامنشی.
- مهر یار از سرداران ساسانی.
- میترادخت در چم دختر مهر٬ دختر خورشید٬ از سرداران اشکانی.
- نگان در چم کامروا و پیروزمند٬ از سرداران ساسانی که با تازیان دلاورانه جنگید و دلیریها بسیار شکوهمندانه از خود نشان داد.
- ِورزا در چم نیرومند و توانا٬ سرداری از هخامنشیان.
- وهومسه در چم والاتبار و نیکزاده بزرگ٬ از سرداران هخامنشی.
- هومی یاستِر در چم دوست و هم پیمان و پشتیبان٬ از سرداران هخامنشی.
- یوتاب درچم درخشنده و بیمانند٬ خواسته و پرفروغ٬ خواهر آریوبرزن سردار بی باک و دلیر داریوش سوم در جنگ با اسکندر. یوتاب فرماندهی بخشی ار سپاهیان برادر را داشت که در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست و اگر یک روستایی٬ راهی دیگر را به اسکندر نشان نمی داد تا از آن جا شبیخون بزند٬ شکست خورده و سپاهیانش تار و مار شده بودند. یوتاب همراه برادر آن اندازه جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود به جای گذاشتند
نوشته شده در دوشنبه 1387/04/17 ساعت 15:50 توسط آرمین

